(در شب ۱۴ جولای سال ۱۹۶۶ فردی به خانه ای که در آن چندین دانشجوی پرستار سکونت داشتند به قصد دزدی وارد شد و ۸ تا از آن ها را کشت. بعد کشف صحنه جرم پلیس آن را "بدترین جرم قرن" نامید. با کمک تنها بازمانده، مجرم دو روز بعد دستگیر شد. آن فرد، "ریچارد اِسپِک" بود.)
برای یه پروژه شخصی و تمرینی جرم شناسی دارم این جرم رو بررسی میکنم.
توی یکی از کتابایی که برای تحقیق میخوندم به این عکس از پلی که مجرم برای رسیدن به این خونه از روش رد شد و اینجا به احتمال زیاد چاقویی که همراهش بود رو داخل رودخانه انداخت رو دیدم و ذهنم این تصویر رو ساخت.
میدونم بک گراند خیلی خوب نشده. بیشتر سعی کردم حس و حالی که داخل ذهنم هست رو بهش منتقل کنم و تداخل گذشته و حال رو نشون بدم.
اعضای خانواده و مدارس وظیفه دارن که کودکان رو درباره سوءاستفاده جنسی و راه های پیشگیری آموزش بدن. همیشه متدها پاسخگو نیست و ممکنه باز هم برای کودکی اتفاقی رخ بده ولی این راه ها احتمالش رو خیلی کم میکنه.
قبل اینکه اتفاقی برای کودک رخ دهد والدین درباره این موضوعات باید با کودک صحبت کنند:
سنجش میزان دانش کودک درباره موضوع سوءاستفاده و موارد خطرناک. همچنین یکسری موقعیت های خطرناک را میتوان داخل بازی آورد و با هم درباره اینکه چه کاری در آن موقعیت بهتر است را بررسی کرد.
والدین قوانین امینت را به کودکان یاد دهند:
خبر دادن اتفاقات مشکوک به والدین و اطلاع دادن شرایط اورژانسی به پلیس در صورت عدم حضور والدین.
بیرون از خانه همیشه همراه یک دوست باشند و از مسیرهای خطرناک و افراد غریبه دوری کنند.
درباره تهدید شدن یا مورد آزار قرار گرفتن صحبت کنند:
راه های امن برای فرار کردن را پیدا کنند.
اگر مورد حمله قرار گرفتند، بر زنده ماندن تمرکز کنند و عوامل شناسایی فرد مهاجم را به خاطر بسپارند.
بعد از حمله، سریع به والدین، پلیس یا درمانگاه اطلاع دهند.
مدارس و والدین باید به کودکان بعضی قوانین را یاد دهند:
مانند اینکه چه فعالیت ها بین کودک و فرد بزرگسال در قانون ممنوع است. اینگونه اگر کودک در معرض این موقعیت ها قرار گیرد، سردرگم نمیشود و به سرعت به فرد بالامرتبه اطلاع میدهد.
بخشی از کتاب sexual assault of children and adolescents فصل ۱۲