Education of Parents
دیروز داشتم ادامه کتاب sexual assault of children and adolescents رو میخوندم و به یه کیس استادی رسیدم.
درباره یه پرستار بچه ۱۷ ساله بود که به یکی از بچه های یه خانواده تجاوز کرده بود. توجهم به ری اکشن پدر و مادر جلب شد که اثرات روانی مثل استرس و احساس گناه و شدت گرفتن رفتارهای اعتیاد آور مثل سیگار کشیدن توشون رخ داد و به همین دلیل با اینکه میخواستن پرستار بچه رو متهم کنن توی دادگاه نتونستن علیهش صحبت کنن و یکی از بچه های بزرگشون اینکارو انجام داد.
داشتم فکر میکردم که شاید بد نباشه قبل بروز اتفاقاتی مثل این، برای والدین آموزش هایی داده بشه که سریعتر از شوک سانحه خارج بشن. اگه یه آمادگی قبلی باشه، کودک سریعتر میتونه از سمت والدین کمک دریافت کنه.
(البته شرط این هست که اذیت توسط والدین صورت نگرفته باشه.)
به هرحال توی خانواده، کودک به بزرگ ترهاش نگاه میکنه و اگه ببینه اونا هم حالشون خوب نیست، ازشون اثر میگیره. شاید پیش خودش این فکرو کنه که چون بهشون اطلاع داده که مورد آزار قرار گرفته حالا والدین حالشون خیلی بد شده و احساس گناه کنه.
پس به نظر من در کل اگه والدین خودشون رو آماده کنن (البته ایشالله که برای کسی پیش نیاد) خیلی بهتر میتونن احساسات خودشون رو کنترل کنن تا روی کودک و مواضع قانونی متمرکز بشن.
Criminology Personal Story/Thoughts Children